
این بچه ها چه با مزه اند!
![]()


























امیدوارم از این شعر هم خوشتون بیاد!


سلام!واااااای باورتون نمی شه امروز چی دیدم!
امروز واقعا عجیب ترین صحنه عمرمو دیدم.
البته شاید واسه شما ها عجیب نباشه ولی برا من عجیب بود.امروز وقتی از زبان میومدم دوتا مرد کنار جوی آب دیدم که به صورت خیلییییی تابلوو مشکوک بوته های کنار جو رو می گشتند!یکی شون خیلی تابلو مثلا داشت کفششو تمیز می کرد و یکی شون که سیگارم میکشید داشت بوته هارو می گشت
نمی دونم شاید هم یه چیزی می ذاشت.قبلا شنیده بودم که مواد مخدر رو وسط بوته هاو درخت ها قایم می کنن ولی به چش ندیده بودم که دیدم!
به نظرتون اونا واقعا دنبال مواد می گشتند یا مواد قایم می کردند یا من قاطی کردم؟!
بهر حال من همیشه از اونجا رد میشم.به نظر شما من چه کاری واسه روشن شدن قضیه و دست گیر شدن مواد فروش ها میتونم بکنم؟!
یا اصلا بهتره بی خیال شم و کاری نکنم؟! واقعا گیج شدم!![]()
![]()
راستی یلدا جون ممنووووون که اومدی!![]()
![]()
دلم واست یه ذره شده بود ولی میدونی منئنمی تونم برات نظر بذارم!![]()
نمیشه! هر کاری میکنم نمیشه!کسی نمیاد واسم نظر بده!با این وضعی که واسه کامپیوترمن به وجود اومده انگار فاتحه این وبلاگ هم خونده شده!باید دست به دامن یکی از بهترین دوستام بشم تا از طرف من بهتون نظر بده!
ببخشید سلامم یادم رفت!با ماه رمضون چی کار میکنید؟!گرسنه اید یا تشنه؟امید وارم هیچ کدوم نباشید!چشم و گوشتونو چی؟چیز بدی که نگاه نمی کنید؟!پشت سر کسی هم که غیبت نمی کنید؟!سرتونو درد نمیارم!فقط خواستم یادآوری کنم!چند شبه طرفای ما بارون می باره!ما هم با لالایی بارون خوابمون می گیره و وقتی از خواب بلند می شیم بوی بارون بهمون انرژی می ده!
امروز از خودم شعرنمی نویسم.حالا که فکر میکنم می بینم شعرای خودم خیلی مضغرفه!واستون یه شعر از فریدون مشیری گذاشتم.من این شعر رو خیلی دوست دارم. تو آخرین کلاس علوم سال86 معلممون یه شعری گفت که ما دو بیتشو نوشتیم از معلم خواستم بقیشو هم بگه ولی یکی از فزول ترین بچه های کلاس گیر داد که خودت برو پیدا کن!منم دیروز به سرم زد که دنبال شعرای فریدون مشیری تو اینترنت بگردم و اون وقت این شعر با حال رو پیدا کردم:
کوچه
بی تو مهتاب شدم باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خللوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم اید تو به من گفتی از این عشق حذر کن
لحظه ای چند بر این آب نظر کن
آب ایینه عشق گذران است
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است
باش فردا که دلت با دگران است
تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن
با تو گفتم حذر از عشق ؟ ندانم
سفر از پیش تو ؟ هرگز نتوانم
روز اول که دل من به تمنای تو پر زد
چون کبوتر لب بام تو نشستم
تو به سنگ زدی من رمیدم نه گسستم
بازگفتم که نتو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو در افتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم
اشکی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
اشک در چشم تو لرزید
ماه بر عشق تو خندید
یادم اید که دگر از تو جوابی نشنیدم
پای دردامناندوه کشیدم
نگسستم نرمیدم ...ـ
رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم
بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم ...
راستی اگه در مورد بازیگران جوان ترانه مادری چیزی می خواستید به آهنگ عشق بهناز جون سر بزنید که خیلی باحاله!این دوتا وبلاگم خوبه:
محسن خط خط خطه تیره کیوان4343وسیاوش خیرابی و البته مال بهناز از بقیه بهتره حتما سربزنید!

این مدتی که کامپیوترم خراب بود واقعا برام سختc گذشت.اما دیروز بعد2ماه صبر کردن دوست بابام که قبلا ذکر خیرشون بود اومدند درستش کردندوهمه چیز به خوبی و خوشی تموم شد!وای همش دعا می کردم تا قبل از تعطیلات درست بشه.در این مدت یه شعرم واسه کامپیوترم a نوشتم برید تو ادامه مطلب بخونید وحال کنید!
البته یه اشکال افتضاح داره که واسم اعصاب نذاشته!میتونم زورکی بیام وبتون ولی وقتی میام به نظرات ارورها میریزند تو کلم!![]()
!